تار عنكبوت به نرمي ابريشم وبه سختي فولاد: | عمومي

 

آیا می توان همانند پرورش کرم ابریشم به پرورش ورام کردن عنکبوتها نیز اقدام نمود؟

بعلت نرم بودن تارهای عنکبوت به  مثل ابریشم و سختی این تارها بمانند فولاد ، اگر راهکاری مناسب جهت پرورش ورام کردن عنکبوتها ارائه شود، آنگاه می توان ازوجود عنکبوتها درجهت رشد وتوسعه اقتصادی ،استفاده وافر نمود. بدین منظور ، پیدایش شیوه های مخصوص جهت رام کردن ونیز تکثیر وپرورش عنکبوت از دست آوردهای مهم وباارزشی خواهد بود ، که درصورت موفقیت ، ثروتهای هنگفتی را ایحاد خواهد نمود. البته محققین  شیوه ای غیرازپرورش عنکبوت جهت تهیه تارعنکبوت پیدا کرده اند ، زیرا بعلت ناسازگاری عنکبوتها بایکدیگر ، که همدیگر را می بلعند ، ازطریق پروش وتکثیر عنکبوتها به موفقیتهائی نائل نگردیده اند. بهمین علت موقع را غنیمت شمرده وبا ارائه این مقاله ، ازهمه محققین وپژوهشگران عزیز ایرانی که تمامی مساعی خودرا( درجهت فراهم کردن زمینه های  لازم ومناسب )برای پرورش ورام کردن عنکبوتها بکار خواهند گرفت ، صمیمانه تشکر نمایم.

تارعنکبوت ماده ای است که از لحاظ مهندسی مواد به مراتب بهتر از ابریشم های معمولی است ، اما استفاده تجاری ازآن تا کنون یک مشکل بوده است.

تارعنکبوت همانند DNA ، بال پرندگان ومروارید درون صدف ، یکی از عجایب خلقت است. این ماده علاوه براین که صاف ، شفاف وقابل انعطاف است ، بسیار سبک نیز می باشد.

وزن هزاران متر ازابریشم بافته شده ازتارعنکبوت ، به بیش از یک گرم نمی رسدو عجایب آن به همین جا خاتمه نمی یابد. تاری که عنکبوتها درساختن شبکه هایشان ازان استفاده می کنند ، مقاومت ((کولار)) را دارد ، اما به طور قابل ملاحظه ای ازأن ارتجاعی تر است . نوع دیگری ازانواع این تارها مقاومت کمتری دارند اما هیچ خاصیت ارتجاعی ندارند. این نوع ازتارها وقتی کشیده می شوند مانند شکلات تافی درهمان طول جدید شان باقی می مانند. نوع دیگری ازانواع تارعنکبوت نیزوجوددارد که عنکبوتها ازآن برای شکار حشرات بالدار استفاده می کنند. این نوع تار حتی اگر تا دوبرابر طول اولیه اش کشیده شود، دوباره به حالت اولیه اش باز می گردد.

بیش از یک قرن ، محققان رویای استفاده ازویزگیهای تارعنکبوت را در سر می پروراندند. تارهائی که ازتار کرم ابریشم بسیار متنوع ترند. اما مشکل این است که عنکبوتها مانند کرمهای ابریشم نیستند. تازمانی که به کرمهای ابریشم مقدارکافی برگ توت برای تغذیه داده شود ، درچهارگوشهائی نزدیک هم با آرامش زندگی می کنند . درمقابل ، عنکبوتها بیش از آن پرخاشگر وقلمروطلب هستند که اهلی شوند.

((جفری تورنر))، رئیس مرکز بیو تکنولوژی ((نکزیا)) درمونترال می گوید : (( این کار مانند پرورش ببر است، أنها یکدیگر را می خورند.)) اما با توجه به دست آوردهای به دست آمده از تحقیقات زیست شناسی مولکولی توسط یک تیم دردانشگاه ویومینگ، مرکز نکزیا هم اکنون درحال راه اندازی فرایندی برای تولید تارعنکبوت است بدون آن که نیازی به تحمل عنکبوتهای بدخلق وجود داشته باشد.

طی دهه گذشته ، زندی لوییس وهمکارانش به دنبال آن بودند که ژنهائی را که برای پروتئین های کلیدی رمز داشتند برای تولید چهار نوع تارعنکبوت دنبال هم چیده وبافت زا کنند.اززمانی که این ژنها تعیین ودوباره سازی شدند ، گروه ویومینگ آنهارا به داخل باکتری وارد کردند تا پروتئین های مطلوب ساخته شوند . متاسفانه مقدار محصول آن قدر کم بود که از لحاظ اقتصادی فایده ای نداشت.ازطرف دیگر درهمین زمان دکترلوییس اجازه استفاده از فناوری خودرا که شیوه ای متفاوت درپیش داشت به نکزیا داد.

مرکز نکزیا که سهامش به 40 میلیون دلار دریک عرضه عمومی اولیه رسید، موفق به ساخت پروتئینهای تارعنکبوت شده است. نکزیا این کاررا با استفاده از بزهائی انجام داده است که تحت مهندسی ژنتیک بوده و پروتئینهارا درشیرشان ترشح می کنند . پروتئینها به محض جمع آوری درشیره غلیظی ازدرخت افرا ریخته می شوند ، سپس روزنه ها ی باریک آنها پر می شودتا زنجیره های پروتئین به صورت رشته هائی قوی مانند زیپ درآیند.تقریبا" همانطوری که عنکبوتها از مجرای ظریفی برای بیرون دادن تارشان استفاده می کنند. خصوصیات گله بزهای مرکز نکزیا با اغلب معیارهای تولیدتجاری تارعنکبوت مفید مطابقت دارند. آقای تورنر می گوید هم اکنون مشکلات اصلی ، افزایش تعداد گله وتسریع درفرایند تبدیل پروتئین ها به تار است. وی معتقد است این ها مشکلاتی هستند که می توان آنهارا مهار کرد.

اما ازاین تار به چه منظور می توان استفاده کرد؟ نکزیا تمایل دارد استفاده ازاین تارهارا در کاربردهای معدود وبا ارزش درپزشکی متمرکز کند . آقای تورنر معتقد است می توان از تارهای مرغوب عنکبوت به عنوان نخ بخیه درجراحیهای چشم ، عروق یا اعصاب استفاده کرد . به نظر می رسد تار عنکبوت برای این کار ایده آل باشد چراکه ضمن اینکه انعطاف پذیری ومقاومت نایلون را دارد اما هیچکدام از سختی های نایلون را هنگام گره زدن به همراه ندارد . آقای تورنر می گوید : همچنین می توان ازتار عنکبوت به عنوان زردپی یا رباط های حسی استفاده کرد.

ازمحافظ غیرپزشکی این تارها می توان به زره محافظ بدن اشاره کرد که تارها برای این منظور بسیار سبکتر وقابل انعطافتر ازکولار هستند وهمچنین طناب ماهیگیری که دراین مورد هم مزیت تارعنکبوت قابل تجزیه بودن آن توسط محیط زیست است.

همچنین تارعنکبوت برای استفاده به عنوان طناب چترنجات نیز مناسب است و یا به عنوان کابلهای سرعتگیری که درکاهش سرعت جت های جنگی هنگام فرود آمدن روی باند هواپیما استفاده می شوند . نوعی تارعنکبوت قبل از پاره شدن می تواند مقدار زیادی انرژی را جذب کند . انواع دیگر تارعنکبوت می توانند برای طراحان مدلباس مورد مصرف داشته باشند. مرکز نکزیا انتظار دارد تا چند سال آینده محصولات تجاریی وارد بازار شوند که از تارعنکبوت ساخته شده باشند .

درپایان ضمن آرزوی توفیق برای همه پژوهشگران به ویژه برای محققین کشورمان که درراه سربلندی واعتلای ايران عزیز ازهرگونه کوشش وتلاشی فروگذار نمی نمایند ، موفقيت وپیروزی آرزو نمایم.

 

 

زیر نویس:

برگرفته از:

1-     مجله کارآفرین

2-     نشریه اکونومیست


نوشته شده توسط محمد رضا عادلی مسبب کودهی در 6 آذر 1386 ساعت 18:07
دلایل عدم توسعه سرمایه داری وصنعتی شدن درایران: | عمومي

 

علت عدم توسعه سرمایه داری وصنعتی شدن درایران چیست؟

سرزمین ایران ازدیرباز محل تاخت وتاز اقوام گوناگون ازشمال، جنوب، شرق وغرب بوده است . گاهی ترکمانان وقوم های تاتار ومغول ازشمال وشرق به این کشور حمله می کردند وچندی بعد ترکها ازغرب وسپس افغانها ازشرق این سرزمین را زیر سم اسبان خود مورد تاخت وتاز قرار دادند . حملات این اقوام درکنار حکومتهائی که سرشت ملی نداشتند ونیزخود قومی بودند مانند سلجوقیان ، سامانیان ، غزنویان و... صدمات بی شماری به بافتهای اجتماعی وازآن مهمتر بافتهای اقتصادی ایران وارد آورد. اقتصاد ایران درسه دوره فرصت صنعتی شدن را ازدست داد.

فرصت اول ، دردورانی بود که اقتصاد اروپا به سمت صنعتی شدن می رفت. ایران دراین دوره هم ازلحاظ بستراقتصادی ، هم ازنظر قدرت تولید ، این توانائی را داشت که به سمت صنعتی شدن حرکت کند. دراین دوره که با دوران حکومت صفویه به ویژه سلطنت شاه عباس اول مصادف بود ، پیوستگی اقتصاد ایران با نظام جهانی این فرصت طلائی را دراختیار ایران قرار داد که اقتصادش را متحول کند.

براساس بررسی های تاریخی درآن زمان ایران هم ازلحاظ منابع وهم ازلحاظ ارتباطات بازرگانی به طوربالقوه می توانست اقتصاد خودرا به سمت صنعتی شدن حرکت دهد.درارتباط با این موضوع ذکر این نکته کافی است که بنا بر نوشته ((تاریخ تحولات اجتماعی ایران)) اثر جان فوران، ایران سده هفدهم (979تا 1079ش) ،( مقارن با دوران شاه عباس اول ) به عنوان امپراتورجهانی درعرصه خارجی  طبقه بندی می شد.

دومین فرصت دردوران قاجاریه به ویژه اواخر عصر ناصرالدین شاه ودراوایل حکومت مظفرالدین شاه به ویژه دوره مشروطیت پیش آمد. دراین دوران حجم مبادلات تجاری ایران ومهم تر ازآن عزم جدی برخی ازبازرگانان برای تاسیس کارخانجات و ورود تولیدات صنعتی به کشور قابل توجه است وبه اعتقاد برخی ازتحلیل گران ایران می توانست با ایجاد یک بستر مناسب وارد اقتصادصنعتی شود.

سومین فرصت را شاید بتوانیم اواخر دهه 1340 اعلام کنیم . دراین دوران اقتصاد ایران توانست بدون اتکاء به درآمد های کلان نفتی رشد بالائی به دست آوردو عملا" راه را برای اقتصاد صنعتی هموارکند. اما این آرزو با تزریق درآمدهای کلان نفتی به اقتصاد کشور به یاس تبدیل شده وانحراف جدی را دراقتصاد ایران به وجود آورد که این انحراف کماکان ادامه دارد.

اما دراین میان یک سوال جدی ومهم وجود دارد وآن این است که چرا علیرغم بروز این فرصت ها ، ایران نتوانست رشد نظام سرمایه داری را شاهد باشد وبه یک کشور توسعه یافته تبدیل شود.روند بررسی اقتصادی ایران طی این سه دوره نشان می دهد که یکی از کلیدی ترین دلایل عدم نوسعه سرمایه داری وصنعتی شدن درایران نبود طبقه ای است که بتواند جامعه را ازدوقطبی شدن ((فقیر)) و((غنی)) نجات دهد ودرعین حال آزادی را که لازمه رشد سرمایه داری است پاس بدارد.

این طبقه که درواقع ((طبقه متوسط)) است دررشد نظام سرمایه داری وتوسعه آن ومحافظت ازحکومت قانون نقش کلیدی را درجوامع توسعه یافته وصنعتی ایفا کرده است ، به طوری که به اعتقاد برخی از تحلیلگران اقتصادی درصورت نبود این طبقه ، نظام سرمایه داری نمی توانست ((بالتده)) شود وتکامل یابد.

طبقه متوسط دارنده مهارتهای آموزشی وحرفه ای است . این طبقه با حایل شدن بین طبقات فقیر وغنی نه تنها تنش های بین این دوطبقه ودرنهایت جامعه را کم می کند بلکه می تواند با پاسداری ازحکومت قانون آن را کنترل کند.

دکتر فریبرز رئیس دانا معتقد است (( طبقه متوسط اساسا" زاییده نظام سرمایه داری است . پیش ازنظامهای سرمایه داری پدیده ای به نام طبقه متوسط نبود . به گفته وی طبقه متوسط محصول سرمایه داری دررشد جامعه سرمایه داری است.))

وی می گوید : (( تحول نظام سرمایه داری به ایجاد لایه های میانی وتقویت آن کمک کرد ، به ویژه پس از پشت سر گذاشتن انقلاب صنعتی اول ، نیاز به طبقه متوسط درچارچوب کارکردهای نظام سرمایه داری مطرح شد. طبقه متوسط کارگر نبودند که بتوانند درکارگاه فعالیت کنند ، صاحبان سرمایه های اصلی هم نبودند ، اما با شکل گیری دولتهای ملی نقشهائی را برعهده داشتند که درواقع کارگزاران خاص آن بودند.))

این محقق اقتصادی با اشاره به این نکته که نظام سرمایه داری به لحاظ اقتصادی ودرفرآیند هزینه های تجارت وتوزیع به توسعه دانش وتکنولوژی نیازمند است تا بهره وری را بالابرد ، می افزاید: (( سرمایه داری ازآغاز وازلحظه تولید خودرا نیازمند جهانی شدن می دید ، به این ترتیب سرمایه داری بخشی ازسرمایه را ناگزیر به زیرساختها ومسکن هدایت کرد.پس لایه ای را می خواست که تکنوکراتها وبوروکراتها درآن کارکنند . شکل گیری این لایه به نوبه خود یک خواست وضرورت اجتماعی تبدیل وموقعیت زائی سیاسی واداری طبقه متوسط فراهم شد.))

اما درایران این اتفاق ، یعنی تشکیل طبقه متوسط ، روی نداد وآن چه رخ داد به گونه ای دیگر بود . مشکل اول وعمده ای که درایران روی داد آن بود که چه دردوران صفویه وچه دردوران قاجار یه که اقتصاد ایران ازلحاظ نظام اقتصادی جهانی ومبادلات ، فرصت مناسبی را داشت تا نظام سرمایه داری را دردرون خود رشد دهد . اما به لحاظ فرهنگ عشیره ای وقبیله ای حاکم برآن ، فرهنگ شهرنشینی که عوامل موثری درتشکیل ورشد طبقه متوسط ونظام سرمایه داری است ایجاد نشد. به طوری که تا همین اواخر نسبت جمعیت روستائی به جمعیت شهری کشور 60 به 40 بود که این خود مانع عمده ای دررشد طبقه متوسط وبه تبع آن نظام سرمایه داری بوده است.

دکتر رئیس دانا درباره شکل گیری طبقه متوسط درایران می گوید: (( درایران چهار فرصت بدست آمد تا طبقه متوسط که لازمه رشد سرمایه داری است شکل گیرد ، دوره اول دوران جنبش مشروطه بود. دراین دوره جنبش شهرنشین به همت انقلابی ها ، نوآوران و ترقی خواهان اوج تازه ای گرفت که این امر طبقه متوسطی را به وجود آورد که بیشتر شامل اصناف سنتی وکارمندان دولت بود که البته رشد نیافته بودند. فرصت دوم دردوران پهلوی اول رخ داد . دراین دوران اصلاحاتی درچارچوب نیاز نظام جهانی شکل گرفت که مثل هرپدیده دیگری منشاء داخلی هم داشت. این اصلاحات وابسته به موج تازه ای ازطبقه متوسط شهری ایجاد کرد که با دوره اول تفاوت داشت. این طبقه هم وابسته بوده وهم ضعیف وهم تحقیر شده که درچارچوب برنامه دولتی وابسته شکل می گرفت.

به گفته رئیس دانا جنگ دوم جهانی باعث مهاجرت روستائیان به شهرها شد. وموجی ازشهرنشینی جدید را به وجود آورد که به نوبه خود لزوما" به تشکیل لایه های متخصص وکارآمد طبقه متوسط نینجامید بلکه این شهرنشینی توسط مهاجران، حاشیه نشین ها وزاغه نشین ها ایجاد شد.

دوره بعدی که باعث گسترش شهرنشینی شد پس ازکودتای 28 مرداد 1332 بود . رئیس دانا معتقد است که دراین دوره طبقه متوسط دست ساز پولداری ایجاد شد که عمدتا" صاحبان زمین شهری بودند واز هیچ وپوچ به متوسط تبدیل شدند ، طبقه ای که بر رانت زمین شهری استوار بود.

دردوره چهارم که پس از وقوع اصلاحات ارضی پیش آمد، موج جدید دیگری ازمهاجرت به شهر ایجاد شد . این موج تازه درشهر طبقه متوسط روستائی که به کارمغازه داری ، خرید وفروش قطعات ماشین آلات کشاورزی وسوداگری مشغول بودند، تشکیل داد. رئیس دانا دراین باره می گوید : این طبقه متوسط پس از رونق نفتی ، سرمایه هائی را ازآن خود کرد که در کوتاه مدت موجب نا کارآمدی طبقه متوسط شد)).

دراین بررسی نکته قابل توجه آن است که رشد جامعه شهری وشهرنشینی که اساس تشکیل طبقه متوسط است به یک عامل درون زای اقتصاد ایران ارتباط نداشت، بلکه به خواست حاکمیت ایران مرتبط بود وبه همین خاطر است که می بینیم ((طبقه متوسط دستوری)) که درایران تشکیل شد نتوانست وظایف تاریخی خودرا که بسترسازی لازم برای دموکراسی ورشد نظام سرمایه داری است انجام دهد.

میلتون فرید من اقتصاد دان بزرگ معاصر می گوید : ((دموکراسی لازمه رشد سرمایه داری است وبالعکس ، سرمایه داری نیز عامل مهمی دربرقراری دموکراسی است.))

بررسی های تاریخی نشان می دهد که سرمایه داری درکشورهائی توانسته بالندگی خودرا بیابد که فضای آزاد برای نقد وبررسی معضلات سیاسی واجتماعی وجود داشته باشد. درکشورهائی که اختناق ودیکتاتوری حاکم است ، نه تنها نهال آزادی رشد نمی کند ، بلکه سرمایه داری نیز روند تاریخی وتکاملی خودرا نمی پیماید. دراین بستر که عامل موثر درفضا سازی آزادی که مقدمه رشد سرمایه داری است ، تشکیل وتوسعه طبقه متوسط است.

دکترموسی غنی نژاد معتقد است درکشورهای پیشرفته رسالت مدرن کردن اقتصاد برعهده طبقه متوسط است وازآن جائی که درایران بخش خصوصی به معنای واقعی کلمه وجود ندارد که بتواند مستقل از دولت فعالیت کند ، طبقه متوسط نیز به مفهوم اصلی آن موجود نیست.

این اقتصاددان به بررسی علل توسعه نیافتگی طبقه متوسط درایران به آسیب شناسی بخش خصوصی درچارچوب نظام اقتصادی کشور می پردازد ومی گوید: به طورکلی بخش خصوصی درایران دارای ضعف ساختاری است ، افکارعمومی به این قشر بدبین است ودرنتیجه این بخش درکشور فاقد پایگاهی است که بتواند رشد کند وخودرا بالا بکشد ، درشرایطی این تفکر حاکم است که بخش خصوصی درپی سودجوئی وزورگوئی واستثمار دیگران است حال نظام اقتصادی برپایه فعالیت این بخش وبه تبع آن طبقه متوسط چگونه می تواند توسعه پیدا کند؟

به اعتقاد وی درجامعه ای که نگرش مثبتی نسبت به ثروتمند شدن انسانها وجود ندارد ومالکیت خصوصی درعمل محترم شمرده نمی شود واصولا" بخش غیردولتی فاقد ارزشهای لازم دراجتماع است ، نظام اقتصادی بالنده ای هم ایجاد نمی شود به این ترتیب طبقه متوسط هم صرفا" درایران به لایه ای ازمستخدمان دولتی محدود می شود که نمی تواند کارکرد طبقه متوسط درجوامع مدرن را داشته باشد.

دکترغنی نژاد با اشاره به این نکته که طبقه متوسط متشکل از بدنه اجرائی وکارمندی دولت درایران فاقد آزادی عمل واختیار لازم است می افزاید: به عبارتی طبقه متوسط شهری درکشورما کارکرد اصیل خودرا ارائه نمی دهد چون سیستم وساختارکلی اجازه این اقدامات تاثیرگذار را به آن نداده ونخواهد داد.

وی جلوگیری از دوقطبی شدن جامعه وکاهش تنشهای اجتماعی را درگرو رشد طبقه متوسط می داند ودراین خصوص می گوید : درجوامع پیشرفته وجود چالشهای سیاسی به بروز بحران های اجتماعی عمیق نمی انجامد زیرا فعالیت طبقه متوسط دراین کشورها ، دوقطب ثروتمند و فقیررا به یکدیگر نزدیک کرده وجامعه درچنین فضائی کمتر احساس بی عدالتی می کند یعنی طبقه متوسط تضمینی برای دموکراسی وثبات آن ایجاد خواهد کرد اما درایران که بخشی ازقشر متوسط ( با ملاحظات همیشگی طبقه بوروکراتیک) دردرون گروه ایران سالاری جاگرفته، چنین تاثیری مشاهده نمی شود.

به عبارت دیگر طبقه متوسط ایرانی هویتی بالقوه دارد وتاکنون به فعلیت درنیامده است . این طبقه فاقد خود آگاهی لازم ، استحکام وپایگاه عینی است ، ازاین رو طبقه متوسط درکشورما به معنای واقعی آن متشکل نیست ونمی تواند ایفاگر نقش تاریخی خود درکلیه کشورهای پیشرفته واقتصادی مدرن باشد. حال این که چرا درایران نظام سرمایه داری رشد نکرده ویا به عبارت دیگر بخش خصوصی قوی نداریم به این نکته برمی گردد که (( طبقه متوسط )) درایران طبقه ای ضعیف ونحیف است که به قول دکترغنی نژاد ((خودآگاهی)) لازم را ندارد ودرواقع لایه ای نازک را درجامعه شهری ایران شکل می دهد . به همین خاطر است که جامعه شهری ایران یک جامعه شدیدا" دوقطبی است و هرروز شاهد تنش ها وبرخورد های بحران آفرین درایران هستیم . جامعه ایران درشرایط کنونی دریک بن بست سیاسی قرار دارد . راه حل خروج ازاین بحران توسعه فضای باز ونقادی است که این مهم حاصل نمی شود مگر آن که ((طبقه متوسط)) جایگاه واقعی خودرا درجامعه شهری ایران پیدا کند.

دستیابی به این جایگاه ممکن نیست مگرآن که بخش خصوصی که قادر به فعالیت آزاد درچارچوب قوانین توسعه یافته باشد به وجود آید تا درکمال امنیت اقتصادی بتواند طبقه ای را که جامعه را ازدوقطبی شدن نجات می دهد ، شکل دهد طبقه ای که آینده دموکراسی ونظام سرمایه داری ایران درگرو پیدایش آن است.

 

زیرنویس:

برگرفته از :

1-      مجله کارآفرین

2-      روزنامه همشهری

  


نوشته شده توسط محمد رضا عادلی مسبب کودهی در 5 آذر 1386 ساعت 17:59
درنظام اقتصادی آزاد ، حقوق ودستمزد توسط مکانیسم بازار تعیین می گردد. | عمومي

 

اگر تشکلهای صنفی قادر به تامین منافع اعضاء خود نباشند ، آنگاه اعضاء راسا"اقدام خواهند نمود:

تجربه نرخ گذاری توسط آژانسهای مسافربری ( که بدون حضور ودخالت اتحادیه آژانسهای مسافربری صورت گرفت) ، حکایت ازاین موضوع دارد ، که اگر تشکلها توان پاسخگوئی به مطالبات اعضاء خودرا نداشته باشند،آنگاه آنان بدون  اعتناء وتوجه به این تشکلها ، خود چاره جوئی نموده وسپس اجراء خواهند نمود.

مقصود ازبیان این موضوع ، این است ،اکنون درشرایط توسعه هرچه بیشتر فناوری اطلاعات قرار داریم که موجب آگاهی هرچه سریعتر مردم جوامع مختلف گردیده است وبعبارت دیگر مرزها ومواتع کسب اطلاعات درشرف ازبین رفتن می باشد. ازاین رو اگر نتوانیم خودرا با  شرایط جهانی وفق نمائیم ، یا فرسنگها ازمردم جدا شده و اگر هم بخواهیم این فواصل اندکی کاسته گردد ، لاجرم به پوپولیسم دچارخواهیم گردید ، که این دنباله روی پیامد های نا خوشایندی را به دنبال خواهد داشت.

نظر به بررسیهای بعمل آمده ، ازاینکه قادر نبوده ایم با توجه به شرایط جهانی ،راهکار مناسبی جهت حل معضلات اقتصادی وچالشهای فراروی افرادجوامع ارائه نمائیم، آنان  با ایجاد موسسات وشرکتهای مختلف ، بدون اعتناء به قوانین ومقررات ، اقدام به جذب نیروهای کار نموده اند . دراین راستا، کارآفرینان با نیروهای کار، درانجام کار معین با ساعت کارونیز دستمزد مشخص به توافق رسیده اند. این موضوع نشان دهنده این است که تا چه حد واندازه با سطح تفکر واندیشه های روبه رشد مردم فاصله گرفته ایم. هرچند که این شرکتها وموسسات اقتصادی درآغاز راه بسر می برندو با موانع ،نواقص وکاستیهائی نیز روبرو می باشند ، ازطرفی جای بسی خوشحالی و مسرت است ، ازاینکه مردم با استفاده ازعلوم وفناوری اطلاعات، سعی نموده اند راه مناسبی را جهت حل مشکلات اقتصادی واجتماعی خود انتخاب نمایند وازطرف دیگر جای تاسف است که نتوانسته ایم همگام با جهانی شدن ، از فناوری های جدید بصورت بهینه ، جهت حل معضلات اقتصادی واجتماعی جامعه مان استفاده نمائیم.

بهرحال ، هنوز فرصت باقی است و اگر میخواهیم همگام با مردم شاهد رشد وشکوفائی اقتصادی باشیم ، بایستی ضمن برچیدن موانع وچالشهای فراروی جهانی شدن اقتصاد ، زمینه تعیین حقوق ودستمزد توسط مکانیسم بازار را فراهم نمائیم.

شاید ، عده ای تصور نمایند ، که چنین کاری قابلیت اجرائی ندارد، اما اینطور نیست . ایجاد اشتغال ، نیاز به سرمایه گذاری دارد و این کار توسط سرمایه گذار وکارآفرین، زمانی تحقق می یابد که سرمایه گذار ضمن داشتن امنیت کافی برای سرمایه گذاری ، انتظارسود معقولی را نیز داشته باشد و برای دست یابی  به این اهداف ، بایستی موانع ومشکلات فراروی خودرا پشت سر بگذارد. سرمایه گذاران درشرایط کنونی، یکی از مهمترین موانع سرمایه گذاری وایجاد اشتغال را  ، وجود قراردادکار یکسان وهمانند برای تمامی نیروهای کارودیگری بیمه اجباری می دانند. سرمایه گذاران بر این باورند، که هرگاه قادر به عبور ازاین دوموانع گردند ، آنگاه خواهند توانست بقیه موانع را  نیزپشت سر بگذارند.

اما برای افزایش اشتغال و کاهش بیکاری ، که ازمهمترین مشکلات اجتماعی واقتصادی درجامعه کنونی می باشد ، بایستی این آزادی عمل واختیار ، هرچند که کوتاه مدت وموقتی باشد ، به کارآفرینان وسرمایه گذاران ، داده شود ، تا بتوانند با فراغ بال وآسوده خاطر به سرمایه گذاری وایجاد اشتغال مبادرت نموده و تمامی قراردادها توسط کارفرمایان بطور دلخواه وبا موافقت نیروهای کار  ، تنظیم گردیده و این قرارداد مورد قبول مراجع حل اختلاف ونیز بیمه ها قرار گیرد. دراین صورت است که چون نیروهای وکار وکارآفرینان برسر ساعت کار ودستمزد مشخص به توافق رسیده اند ، قادر به ادامه همکاری با یکدیگر خواهند بود.

لازم به یاد آوری است که کارآفرینان ونیروهای کار، لازم وملزوم یکدیگر بوده وبدون یکدیگر نا مفهوم خواهند بود وتنها آن قرار دادی که مورد توافق طرفین باشد ، موجبات استحکام همکاریهای آنان را فراهم خواهد نمود. اما این نکته را باید درنظر داشت ، بعلت اینکه در نظام اقتصاد آزاد، رقابت ، عامل توسعه می باشد ، براین اساس ، مسلم است که قرارداد های تنظیمی وحقوق ودستمزد، از جانب تمامی سرمایه گذاران نمی تواند یکسان وهمانند باشد ، ودراین صورت تمامی قرار دادها (به هرصورتی که تنظیم گردیده اند) ، بایستی مورد قبول مراجع حل اختلاف باشد. اما نکته مهم این است که این تنوع قرار دادها و نیز حقوق ودستمزد های گوناگون ، براثر رقابتی که شرایط مکانیسم بازار فراهم خواهد نمود ، بدست خواهد آمد . و کارآفرینان ازاینکه درجهت جذب نیروهای کار موانع ومشکلاتی برسرراه آنها وجود نخواهد داشت ، ضمن افزایش سرمایه گذاری ، اقدام به جذب نیروهای کاربیشتری خواهند نمود.

اما این موضوع را بایستی مورد نظر قرار داد، که کارآفرینان وسرمایه گذاران بجهت سود آوری بیشتر ، سعی خواهند نمود که از نیروهای کار آموزش دیده وکارآمد که درافزایش بهره وری بسیار موثر خواهند بود ، استفاده نمایند، که دراینصورت ، نیروهای کار مجبور به  روز آمد کردن اطلاعات شغلی خود خواهند گردید.

درپایان ضمن آرزوی موفقیت برای تمامی کارآفرینان ونیز نیروهای کار، امیداست ، که همواره شاهد افزایش هرچه بیشتر اشتغال ونیز رشد وشکوفائی اقتصادی برای جامعه مان باشیم. 


نوشته شده توسط محمد رضا عادلی مسبب کودهی در 4 آذر 1386 ساعت 18:43
گرایش کشورهای درحال توسعه به سازمان تجارت جهانی: | عمومي

علت گرایش کشورهای درحال توسعه به سازمان تجارت جهانی چیست؟

 

امروزه ، اندیشمندان اقتصادی براین باورند ، که کشورهای درحال توسعه انگیزه بیشتری جهت پیوستن به سازمان تجارت جهانی پیدا کرده اند. اما باید اذعان نمود ، که این کشورها برای دست یابی به اهداف آزاد سازی تجارت ، هنوز راههای طولانی و دشواری را درپیش رو دارند و باید به این نکته نیز اشاره  نمود که توسعه تجارت با رشد اقتصادی درارتباط می باشد. وهمچنین آزادساری تجارت کشاورزی استفاده بیشتری را نسبت به آزادسازی سایر بخشهای اقتصادی مهیا می نماید، زیرا که درکشورهای درحال توسعه بخش کشاورزی بسیار چشمگیرتر از بخشهای دیگراقتصاد بنظر می رسد.

تمامی کشورهای درحال توسعه به یک نسبت واندازه درفقر بسر نمی برند ونمی توان آنهارا جزء کشورهای وارد کننده محصولات غذائی مورد نظر قرار داد ، هرکدام ازآن کشورها ، ماهیت اقتصادی متنوع و گوناگونی داشته وتعداد زیادی هم جزء کشورهای صادرکننده محصولات کشاورزی هستند وازاین رو برقراری استراتژی توسعه اقتصاد باز وآزاد به لحاظ تاریخی مناسب ترین راهکار برای آینده این کشورها محسوب می گردد ، که توافقنامه سازمان تجارت جهانی ، به ایجاد یک محیط تجاری بین المللی عادلانه ، باز، شفاف و قانونمند اشاره می کند ، که برای کاهش فقر دراین کشورها امری حیاتی می باشد.

بسیاری از صاحبنظران اقتصادی عقیده دارند ، که با جهانی شدن تجارت ، کشورهای درحال توسعه به استفاده های باارزش زیادی خواهند رسید. باید توجه نمود که توسعه اقتصادی به رشد نیازدارد و دستیابی به بازارهای جهانی ، از شرایط اصلی ومهم برای رشد سریعتر بشمار می آید. بدین ترتیب ، کشورهای فقیر وتنگدست ، با آزاد سازی بازار جهانی به بیشترین بهره و سود دست می یابند. وبه صورت دیگر براثر عدم برقراری تجارت آزاد ، کشورهای تهیدست با بیشترین زیان مواجه خواهند گردید.

اقتصاد دانان براین عقیده اند ، که در بسیاری از کشورهای فقیر ، کشاورزی منبع اصلی درآمد آنها می باشد، وحتی ضعیفترین آنها هنوز هم دربخش کشاورزی متمرکز گردیده اند. براین اساس ، کشورهائی که از اقتصاد بازوآزاد ، رشد اقتصادی مبتنی بر صادرات و استراتژی های توسعه استفاده نموده اند ، تقریبا" همواره موفقتر عمل نموده اند.

اکنون ، کشورهای درحال توسعه نسبت به کشورهای توسعه یافته ، جهت اجرای مفاد اعلامیه سازمان تجارت جهانی ، درخصوص تجارت آزاد گرایش بیشتری دارند، زیرا که درکشورهای درحال توسعه وسازمان تجارت جهانی ، آزاد سازی تجارت کشاورزی امری مهم وبسیار حیاتی بشمار می رود. چرا که حتی ضعیفترین کشورها ، دارای بیشترین وابستگی به بخش کشاورزی خود می باشند، که برقراری استراتژی رشد مبتنی برکشاورزی ، فقط بر اثرحضور فعالانه وعادلانه دربازارهای بین المللی ، موفقیت آمیز خواهد بود. باید به این نکته نیز اشاره نمود ،  که بدین منظور بایستی یک بازار جهانی کشاورزی عادلانه وقانونمند وجود داشته باشد تا کشورها ی درحال توسعه بتوانند به تمامی اهداف اقتصادی خود نائل گردند.


نوشته شده توسط محمد رضا عادلی مسبب کودهی در 2 آذر 1386 ساعت 10:55
جمعيت جوان ايران با آرزوهای بسیار: | عمومي

آیا رویاها وآرزوهای جوانان ایرانی ، دست یافتنی است؟

با بررسیهای بعمل آمده از ساختار جمعیتی ایران،که حکایت از جوان ترین جمعیت دربین کشورهای جهان را دارا می باشد، این واقعیت را آشکار می سازد،که درمواجه با جمعیتی درسنین فعالیت مواجه شده ایم که تحقق رویاها وآرزوهای این قشار ،امری بسیار دشوارومشکل بنظر می رسد.

ساختار جمعیتی ایران ، گویای این واقعیت است ، که کشورایران با انبوه جوانان آماده بکار مواجه شده است.این جمعیت جوان، به مسکن، تغذیه، بهداشت، آموزش وشغل نیازمند می باشدکه خود حجم عظیمی از سرمایه گذاری را طلب می کند. اما با توجه به تحولات اقتصادی ونیز تکنولوژیکی می توان اقرار کرد ، نوع آموزش ونیاز آنان تا حدزیادی متفاوت از گذشته می باشد.بخصوص که صنایع ارتباطات ، الکترونیک واطلاعات ،سنخیت وهمخوانی چندانی با صنایع گذشته ندارد وسرمایه گذاریهای جدیدی را می طلبد که زمینه آن درکشور کمتر وجوددارد .ازاین رو باتوجه و نظربه افزایش  روزافزون فارغ التحصیلان دانشگاهی وجهت جلوگیری ازمهاجرت وسیع وگسترده این تحصیلکردگان به خارج ازکشور ، ضرورت سرمایه گذاریهای جدیدوبیشتر امری عاجل به نظر می رسد.

گسترش دانشگاهها وهمچنین مراکز آموزش عالی ، موجب افزایش تعداد فارغ التحصیلان ودرنتیجه عرضه بیشتر نیروی کارآموزش دیده شده است. به دلیل کمبود تقاضا برای کار، حجم عظیمی از فارغ التحصیلان به مشاغلی روی آورده اند که ارتباط چندانی با رشته تحصیلی آنان نداشته ویادرمشاغلی کمترازمیزان تحصیل وتوان علمی خود مشغول شده ویا به خارج ازکشور مهاجرت کرده اند ، که نتیجه آن اتلاف منابع وکاهش بهره وری درسرمایه گذاری آموزشی بوده است.

ازطرفی دیگر سرعت رشد باسوادی درزنان به مراتب بیشتر از مردان می باشد ، که این رشد فوق العاده باسوادی زنان وافبال زیاد آنان به تحصیلات دانشگاهی ، نشان ازعرضه فراوان نیروی کار تحصیلکرده بانوان دربازار کاردارد. روی آوری زنان به بازار کار به دلیل بالارفتن درجه سواد وسطح تحصیلی ، نه تنها نیاز به سرمایه گذاری را افزایش داده ، بلکه ساختار سرمایه گذاری جدیدی را به اقتصاد ایران تحمیل کرده است که با الگوی سرمایه گذاری سنتی متفاوت می باشد. زنان به ویژه ،زنان تحصیلکرده وآموزش دیده ، هرروز نقش فعالتری دراقتصاد ایران به عهده مي گیرند، که بعلت سازگاری بیشتر صنایع مدرن وخدمات صنعتی با روحیه بانوان ، بهتر است این موضوع همواره مد نظرمسئولان و مدیران قرار گیرد.

الگوی مصرف کشور به دلیل ساختار جمعیتی ونیز تحصیلات ونوع نیاز تداوم روند گذشته نمی باشد ، که با توجه به این ساختار جمعیتی وتحولاتی که درمفهوم وماهیت خودصنعت روی داده بی تردید تقاضای بسیاری در زمینه های صنعتی مانند خوراک ، پوشاک ، مسکن وبهداشت وجوددارد که درساختار فعلی صنعت واقتصاد ایران خلاصه نمی شود.

با توجه به تحولات اقتصادی جهان ، بنگاههای صنعتی ایران درجهت رقابتی شدن ، باید تلاش کنند واین واقعیت را همواره مد نظر داشته باشند ، که ضمن توجه به نیاز متحول داخلی ، به رقابت بنگاههای صنعتی درسطح بین المللی نیز توجه بسیاری معطوف نمایند.

با این ترتیب ، جمعیت جوان ایران نیاز به سرمایه گذاری درمسکن ، آموزش وبهداشت ، ورزش وسرگرمی را بالابرده وبا توجه به آگاهی ناشی از ارتباطات درسطح جهانی ، این جمعیت جوان  ، الگوی مصرفی را می طلبد که متفاوت ازالگوی مصرف نسل گذشته است ، که بایستی مدیران کشور دراین راستا همت گمارند.

درپایان، ضمن آرزوی توفیق برای همه مسئولان ومدیرانی که درجهت تحقق آرزوهای جوانان ایران، تلاش وکوشش می نمایند ونیز برای تمامی جوانان کشورمان تندرستی ، موفقیت وسربلندی آرزو می نمایم.


نوشته شده توسط محمد رضا عادلی مسبب کودهی در 25 آبان 1386 ساعت 20:10
اقتصاد: | عمومي
 

اقتصاد



از ويکي‌پديا، دانشنامهٔ آزاد.



پرش به: ناوبري, جستجو





























اقتصاد  ن·ب·و 
اقتصاد خرد

اقتصاد کلان

اقتصاد پولي و مالي

مکاتب اقتصادي

نظام اقتصادي

اقتصاددانان


اقتصاد دانشی است که با توجه به کمبود کالا و ابزار تولید و نیازهای نامحدود بشری به تخصیص بهینه کالاها و تولیدات می‌پردازد. پرسش بنیادین برای دانش اقتصاد مسئله حداکثر شدن رضایت و مطلوبیت انسان‌هاست. این دانش به دو بخش اصلی اقتصاد خرد و کلان تقسیم می‌شود.
آدام اسمیت پدر علم اقتصاد می‌باشد. امروزه این علم با استفاده از مدلهای ریاضی از سایر علوم انسانی فاصله گرفته است. برای نمونه نظریه بازی‌ها که با استفاده از توپولوژی در حال گسترش است. در زمینه اقتصاد کلان نیز معادلات دیفرانسیل و بهینه سازی توابع مطلوبیت انتگرال با محدودیت معادلات دیفرانسیل معروف به معادلات هامیلتونی رواج دارد.







فهرست مندرجات

[مخفی شود]


< type=text/java>
// if (window.showTocToggle) { var tocShowText = "نمایش داده شود"; var tocHideText = "مخفی شود"; showTocToggle(); }
//]]>



[ویرایش] اقتصاد خرد


اقتصاد خرد به بررسی رفتار اقتصادی انسان‌ها و بنگاههای اقتصادی می‌پردازد و درصدد است تا پیامد رفتار عقلایی در انسان‌ها را شناسایی کند. با توجه به محدودیت منابع (مثلاً نیروی کار، سرمایه، زمین، توانایی مدیریت و...) انسان‌ها و بنگاههای اقتصادی مایلند که بیشترین استفاده را از منابع موجود ببرند. توابع عرضه، تقاضا، تولید، هزینه، بازارها، تعادل عمومی و اقتصاد رفاه در این بخش جای می‌گیرند.



[ویرایش] اقتصاد کلان


اقتصاد کلان به بررسی مسایل اقتصادی در سطح کلان ملی یک کشور می‌پردازد. حیطه جهانی بررسی را اقتصاد بین الملل به عهده دارد. مسایلی از قبیل ثبات اقتصادی, توازن تراز بازرگانی خارجی, رشد اقتصادی, اشتغال, تورم, مخارج و درآمدهای دولت, رکود اقتصادی, بحران اقتصادی, بیکاری, فقر و اقتصاد توسعه در این بخش مورد بررسی قرار می‌گیرد.


بر خلاف اقتصاد خرد رفتارهای فردی شکل دهنده اقتصاد کلان نیست هر چند که از جمع رفتارهای فردی شکل گرفته است. کینز پدر علم اقتصاد نوین نمونه بارزی را از آثار رفتار واحدی را در عرصه کلان و خرد ارایه داده است که به تناقض پس‌انداز مشهور است. اگر افراد به صورت انفرادی پس انداز کنند در سالهای بعد دارای امکانات و قدرت مالی بیشتری خواهند بود و خواهند توانست که از سرمایه جمع شده خود استفاده کنند ولی اگر تمامی افراد جامعه هم‌زمان پس‌انداز خود را افزایش دهند و بخش بیشتری از درآمد خود را پس انداز نمایند مصرف کل اقتصاد پایین می‌آید و این امر موجب کاهش تولید نیز خواهد شد که این امر به کاهش درآمد افراد در آینده منجر می‌شود. از اینرو افزایش پس انداز برای اشخاص مفید می‌تواند باشد ولی برای جامعه به صورت کلی تأثیرات متفاوتی نسبت به تأثیرات فردی آن دارد.


نمونه دیگر: اگر شرکتی یک یا چند تن از پرسنل خود را با ماشین‌آلات جایگزین نماید بی شک سود خواهد کرد و به نفع آن شرکت خواهد بود ولی اگر تمامی شرکتها به یکباره به این کار مبادرت ورزند بیکاری افزایش می‌یابد و موجب کاهش درآمد ملی و در نتیجه کاهش تقاضا برای تولیدات شرکتها شده و سود شرکتها را کاهش می‌دهد. از اینرو تأثیرات سطح کلان می‌تواند با تأثیرات در سطح خرد متضاد باشد..



[ویرایش] زیر شاخه‌های علم اقتصاد




[ویرایش] مکاتب اقتصادی




[ویرایش] جستارهای وابسته



نوشته شده توسط محمدرضا عادلی مسبب کودهی در 19:47 |  لینک ثابت   • 
< type=text/java>GetBC(147);
نظر بدهید


محمدرضا عادلي مسبب كودهي ::: پنجشنبه 17/8/1386::: ساعت 9:5 عصر


نوشته شده توسط محمد رضا عادلی مسبب کودهی در 17 آبان 1386 ساعت 21:21
يك قدم تا فقر: | عمومي

يك قدم تا فقر:

ماهنامه اقتصاد ايران، شماره 102، مرداد1386

بررسي روند سال‌هاي اخير شاخص توزيع هزينه‌هاي خانوار، نشان مي‌دهد اين شاخص فقط براي دهك‌هاي بالاي درآمدي افزايشي بوده و در هر دو جامعه شهري و روستايي تنها از دهك سوم به بالا بهبود يافته است.


يكي از ابزارهاي متعارف بررسي توزيع امكانات معيشتي بين گروه‌هاي مختلف جامعه، بررسي سهم گروه‌ها از هزينه‌ها و درآمدها است. بدين منظور، معمولا خانوارها بر حسب سطوح درآمد يا هزينه، از كمترين سطح به بالاترين سطح در 10 گروه مرتب شده و سهم هر گروه از كل محاسبه مي‌شود. بر اساس آمارهاي رسمي، سهم دهك پايين و دو دهك پايين درآمدي در كشور از كل هزينه‌هاي خانوارها به ترتيب 2 و 1/5 درصد است، در حالي كه سهم دهك بالايي و دو دهك بالايي درآمدي به ترتيب 7/33 و 9/‌49 درصد مي‌باشد. در اين ميان، در حالي كه سهم دو دهك پايين در جامعه شهري و روستايي كشورمان طي سال‌هاي گذشته بهبود يافته، اما همچنان سهم دهك پاييني به خصوص در روستاها در مقايسه با ساير كشورها از وضع مطلوبي برخوردار نيست، به طوري كه اين سهم در ايران 6/1 درصد و در كشورهاي در حال توسعه‌اي چون پاكستان 4/3، تايلند 5/2، هند 4 و فيليپين 4/2 درصد مي‌باشد.
‌نسبت هزينه دهك بالا (ثروتمندترين) به دهك پايين (فقيرترين) نيز از زمره شاخص‌هاي نابرابري به حساب مي‌آيد. اين نسبت در كشورمان 2/17 درصد است كه در مقايسه بين‌المللي از وضعيت مطلوبي برخوردار نيست. به عنوان مثال، نسبت دهك بالا به پايين درآمدي در كشورهاي در حال توسعه‌اي نظير پاكستان 7/6، تايلند 6/‌11 و چين 6/12 درصد و در كشورهاي پيشرفته نظير فرانسه 9، سوييس 7/‌9 و آلمان 2/7 درصد مي‌باشد.
هزينه‌ها
مقايسه ارقام متوسط هزينه خالص خانوارهاي شهري و روستايي كشورمان نشان مي‌دهد كه طي سال‌هاي اخير، سطح زندگي در مناطق روستايي ايران همواره پايين‌تر و در حدود 60 تا 65 درصد مناطق شهري بوده است، هرچند در دوره 1380 تا 1384، متوسط رشد هزينه سالانه خانوار شهري به قيمت جاري 20 درصد و براي خانوار روستايي 22 درصد بوده است.
در سال 1384 متوسط هزينه‌هاي ناخالص سالانه يك خانوار شهري 7/‌68 ميليون ريال بوده است كه 8/52 ميليون ريال (8/76 درصد)، هزينه‌هاي غيرخوراكي و 9/15 ميليون ريال (2/23 درصد) به هزينه‌هاي خوراكي و دخاني اختصاص داشته و در عين حال، نسبت به سال قبل از آن به ترتيب 5/17 و 8 درصد افزايش يافته است.
‌در اين سال، از 8/52 ميليون ريال هزينه خالص غيرخوراكي سالانه يك خانوار شهري حدود 5/18 ميليون ريال (35 درصد) هزينه مسكن، 7/‌11 ميليون ريال (1/22 درصد) هزينه حمل و نقل و ارتباطات، 7/6 ميليون ريال (6 درصد) هزينه كالاها و خدمات متفرقه و 8/2 ميليون ريال (3/5 درصد) هزينه بهداشت و درمان، بيشترين سهم را به خود اختصاص داده‌اند. در ميان هزينه خوراكي‌ها نيز بيشترين وزن به خريد گوشت (3/25 درصد از كل هزينه خوراكي‌ها)، هزينه ميوه‌ و سبزي‌ (8/16 درصد) و هزينه آرد، رشته، غلات، نان و فرآورده‌هاي آن (1/‌11 درصد) اختصاص داشته است.


لازم به ذكر است، يكي از شاخص‌هاي مهم براي تعيين سطح رفاه خانوار، نسبت هزينه‌هاي غيرخوراكي به خوراكي است كه به طور معمول، بالا بودن اين سهم، نشان‌دهنده افزايش سطح رفاه خانوار مي‌باشد. اين متغير طي سال‌هاي 1380 تا 1383 در جامعه شهري كشورمان تغيير چشمگيري نداشته و در سطح 5/3 برابر باقيمانده است. اما در سال 84 با اندكي تغيير به 3/3 برابر رسيده است. البته اين شاخص طي دوره 1379 تا 1384 براي دهك پاييني جامعه شهري كاهش داشته است. در حال حاضر نسبت هزينه غيرخوراكي‌ها به خوراكي‌ها براي دهك‌ اول جامعه شهري در سطح 8/‌1، براي دهك دوم 9/1 و دهك سوم در سطح 1/2 برابر مي‌باشد. از سوي ديگر، اين شاخص در سال 84 در جامعه روستايي معادل 6/‌‌1 برابر بوده است. جالب آن كه متوسط نسبت هزينه غيرخوراكي به خوراكي در دوره 1380 تا 1384 براي سه دهك پاييني روستايي تقريبا معادل يك برابر بوده است. در واقع، در اين سه دهك، خانوارها نيمي از درآمدشان را صرف هزينه‌هاي خوراكي نمود و ميزان بهره‌مندي آنان از هزينه‌هاي غيرخوراكي (بهداشت، تفريح، بيمه، تحصيل و غيره) بسيار اندك بوده است. بدين ترتيب، اين نسبت در سال‌هاي اخير در واقع تنها براي دهك‌هاي بالاي درآمدي افزايشي بوده و در هر دو جامعه شهري و روستايي تنها از دهك سوم به بعد بهبود يافته است. ‌
نقشه فقر
شناسايي افراد فقير معمولا در قالب تعيين خط فقر صورت مي‌گيرد. طبق گزارش‌هاي رسمي منتشر شده، خط فقر نسبي در ايران بر اساس سرانه تعديل شده خانوار، سالانه سه ميليون و 647 هزار ريال است. بر اين اساس 8/2 درصد جمعيت شهري (حدود يك ميليون نفر) و 9/2 درصد جمعيت روستايي (معادل 667 هزار نفر)، در سال 84 زير خط فقر شديد قرار داشتند.
از سوي ديگر، آخرين نقشه جغرافيايي فقر در كشور كه بر اساس تعيين خط فقر استاني تدوين شده است، درصد فقر در سال 79 را در مناطق شهري 3/0 درصد و در مناطق روستايي 39/0 درصد، در سال 80 به ترتيب 19/0 و 36/0 درصد، در سال 81 معادل 25/0 و 33/0 درصد، در سال 82 معادل 28/0 و 24/0 درصد و در سال 83 برابر 29/0 و 28/0 درصد نشان مي‌دهد. بر اساس همين گزارش، شكاف نرمال فقر كه نشان‌دهنده فاصله افراد فقير از خط فقر است، از 05/0 درصد براي مناطق شهري و 12/0 درصد براي مناطق روستايي در سال 1380 به 08/0 و 08/0 درصد در سال 83 كاهش يافته است. اين در حالي است كه هرچه اين رقم افزايش يابد، نشان مي‌دهد فقرا فاصله بيشتري از خط فقر پيدا كرده‌اند. به هر حال، وضعيت فقراي شهري در سال 83 به مراتب بدتر از سال 80 بوده است. ‌
نتايج اين گزارش نشان مي‌دهد كه درصد فقراي مناطق روستايي از شهري بيشتر است. همچنين در طول سال هاي 70 تا 83، علي‌رغم كاهش ميزان فقر، وضعيت پايين‌ترين لايه‌هاي درآمدي جامعه، تغيير چنداني نيافته و تنها خانوارهاي نزديك به خط فقر، وضعيت بهتري پيدا كرده‌اند. ‌
مطالب مرتبط
“تنها راه بهبود رفاه اجتماعي، كنترل تورم و بهبود اقتصاد كشور است”
كمك 100 ميليون دلاري ايران براي مقابله با
فقر در جهان اسلام

اينجا فقر، همسايه ثروت است‌!‌
 

اين مطلب و عناوين مرتبط با آن را در  نشاني زير ببينيد:
http://www.iraneconomics.net/fa/articles.asp?id=3085

توضیحاتی دیگر توسط آقای احمد سیف:http://niaak.blogspot.com/2005/05/6.html

الگوی توزیع در آمد کشور در دهکهای مختلف برای سال 1375
دهک فقیرترین، 1.4%، دهک دوم، 3.1%، دهک سوم، 3.3%، دهک چهارم، 3.9%، دهک پنجم، 5.1%، دهک ششم، 6.9%، دهک هفتم، 10.2%، دهک هشتم، 12.1%، دهک نهم، 14.2% و دهک غنی ترین، 39.8%
داستان این است كه پژوهشگران وابسته به مجلس اسلامی بر اساس اطلاعات موجود، توزیع درآمد را برای سال 1375 به این صورت برآورد می كنند . البته می توان این جدول را به صورت دیگری هم نوشت :
سهم60 % فقیرتر جمعیت فقط 23.7% بود و سهم 40% غنی تر جمعیت نیز، 76.3%.
یا این که می توان آن را به این صورت نوشت: 50% فقیرتر جمعیت، 16.8% درآمد را داشت و 10% غنی ترین بخش جمعیت هم 39.8%
یعنی درآمد ده در صد جمعیت نزدیك به دو برابر و نیم درآمد نصف جمعیت است . به عبارت دیگر اگر در جامعه برابری كامل می داشتیم، یا طور دیگر بگویم، اگر حق به حق دار می رسید ، سهم 50 در صد جمعیت می بایست معادل 50 در صد از درآمدها می شد، ولی مكانیسم هائی به كار افتاده است و50 در صد از جمعیت از 2/33 در صد از درآمدها ( یعنی 8/16-50) محروم گشته اند .


نوشته شده توسط محمد رضا عادلی مسبب کودهی در 15 آبان 1386 ساعت 18:43
مکانیزاسیون کشاورزی وتاثیر گذاری آن بر تولید وصادرات محصولات کشاورزی: | عمومي

 

مکانیزاسیون کشاورزی ، عاملی اساسی وتاثیرگذار برتولید وصادرات محصولات کشاورزی است.

 

افزایش تولید محصولات کشاورزی درواحد سطح وبهبود کیفیت محصولات وجلب اعتماد بازار، فقط درسایه مجهز شدن به وسایل وامکانات پیشرفته وبه موازات آن تقویت مدیریت ها امکان پذیر است ، بویژه آنکه افزایش تولید درواحد سطح به مفهوم تولید انبوه وکاهش قیمت تمام شده است. بهمین خاطر کاربرد فن آوری های نوین می تواند ضمن افزایش تولید محصولات کشاورزی درواحد سطح ، موجب کاهش هزینه های تولید ومتعاقب آن منجر به کاهش قیمت تمام شده این محصولات باارزش گردد، چرا که ، پائین بودن قیمت تمام شده محصولات کشاورزی ، ضمن آنکه رضایتمندی کامل کشاورزان ونیز مردم جامعه را فراهم می نماید ، بازارمطمئن ومناسبی را برای صادرات این محصولات کشاورزی ایجاد می نماید، که ازاین طریق می توان ازخروج مقادیرزیادی ارز ازکشور، که جهت تهیه این محصولات بکارمیرود، جلوگیری نمود

اما آنچه که بایستی مورد نظر باشد ، این است که هنوز درجهت مکانیزاسیون کشاورزی ، اقدامات جدی صورت نگرفته و هنوز شیوه کاشت ، داشت وبرداشت درکشاورزی به شکل سنتی می باشد. که درروش سنتی بعلت( عدم استفاده ازامکانات پیشرفته ونوین ) ، ضمن کاهش تولیددرواحد سطح ، سبب افزایش قیمت تمام شده این محصولات کشاورزی گردیده است.

اما آنچه که مسلم است ، راهکاری فوری وعاجل برای حل معضلات کشاورزی جامعه مان درشراط حاضر متصورنیست. زیرا که مانع اصلی برسر راه مکانیزاسیون کشاورزی ، وسعت کوچک زمینهای کشاورزی می باشد ، که بتدریج کوچکتر هم می گردد. بکارگیری  شیوه نوین و یا بعبارت بهتر مکانیزاسیون کشاورزی درزمینهای کوچک امکان پذیرنبوده و اگر امکاناتی نیزبرای آن فراهم گردد، ازنظر اقتصادی مقرون به صرفه نخواهد بود، چراکه سبب کاهش قیمت تمام شده محصولات کشاورزی نخواهد گردید. پس با این ترتیب برای رهائی ازاین وضعیت نابسامان کشاورزی ، بایستی چاره اندیشی شود، چراکه کوچک بودن زمینهای کشاورزی و عدم سود آوری آنها (بعلت نبودن امکانات وفن آوریهای نوین) ، منجر به مهاجرت روز افزون کشاورزان روستا نشین به شهرها گردیده است. درچنین شرایطی فرزندان این کشاورزان کهنسال ، بعلت فقدان امکانات نوین کشاورزی وسودآوری اندک وناچیز شیوه سنتی کشاورزی ، اقدام به ترک زمینهای کشاورزی وبطورکلی روستا ها ی خودنموده وکشاورزان کهنسال که توان استفاده وبهره برداری بهینه ازاین زمینهارا ندارند، نسبت به فروش آنها به متمولان شهرنشین ویا تغییرکاربری آنها اقدام می نمایند ، که درچنین صورتی ضمن کاهش تدریحی محصولات کشاورزی ، سب بیکاری بیشتر نیروهای کارروستائی فراهم شده ودرنهایت منجر به افزایش واردات محصولات کشاورزی ونیز وابستگی شدید به دیگر کشورها، می گردد.

توسعه اقتصاد کشاورزی ازآنچنان اهمیتی برخوردار است ، که  کشورهای  فاقد اقتصاد کشاورزی پیشرفته( که قادر به تولید محصولات کشاورزی نمی باشند) ، وابستگی بسیار شدیدی به کشورهای توسعه یافته کشاورزی پیدا نموده وبرای تهیه این محصولات،( بجهت جلوگیری ازگرسنگی مردم کشورخود) ، حاضر به پذیرش هرگونه شرایط  ناخوشایندی خواهند گردید.

باید درنظر داشت که بجهت اهمیت کشاورزی برای کشورها ، بخصوص کشورما ، که ازنظر وسعت خاک کشاورزی ونیروی انسانی بسیار غنی بوده( ودرصورت حل این معضلات ،سبب توسعه اقتصاد کشاورزی درکشور می گردد. و دراین راستا ضمن جلوگیری ازخروج مبالغ زیادی ارز ازکشور، موجبات ارزآوری بیشتری را نیزدراین بخش فراهم می نماید). بایستی راهکاری مناسب ازجانب همه اندیشمندان ، بویژه صاحبنظران اقتصادی اتخاذ گردد.

مناسبترین روش جلوگیری ازکوچکترشدن تدریجی زمینهای مزروعی ، استفاده از شیوه کاشت تعاونی می باشد ، ازآنجائیکه هنوز فرهنگ کارگروهی ونیزجمعی درکشورما ، بویژه درمیان کشاورزان ، شکل نگرفته ومضرات کارانفرادی وفواید کار گروهی برای آنان روشن نگردیده است ، درچنین صورتی تشکیل تعاونیهای کشاورزی امری مشکل ودشوار بنظر می رسد، بدین جهت قبل ازهراقدامی برای تشکیل این تعاونیها بایستی فواید وامتیازات آنها را برایشان توضیح داد،  یعنی اینکه فرهنگ سازی  نمود،تا آگاهانه بسمت تشکیل تعاونیهای کشاورزی تمایل پیداکرده که درچنین صورتی این تشکلها دارای قدرتی بسیار وفراوان خواهند گردید .

لازم به یاد آوری است که با تشکیل تعاونیها ی کشاورزی ، زمینهای مزروعی کوچک ، تبدیل به زمینهای بزرگ شده که استفاده از ماشین آلات متعدد کشاورزی ونیزنیروهای کار کشاورزی متخصص وماهر برای تمامی مراحل کاشت، داشت وبرداشت درآن فراهم می گردد.

با توجه به اینکه تعاونیهای روستائی ، ازتشکلهای مردمی بشمار می رود که برای پشتیبانی وحمایت از کشاورزان روستا ها بوجود آمده ودرقطب کشاورزی وروستاها تنها تشکیلاتی هستند که کشاورزان به آنها اعتماد دارند ، بهمین دلیل نقش این تعاونیها درمکانیزاسیون کشاورزی ، می تواند بسیار تاثیر گذار باشد. ازآنجائیکه یک کشاورز به تنهائی قادربه تهیه ماشین آلات متعدد ومختلف کشاورزی ونیز نیروهای متخصص وآموزش دیده کشاوورزی برای زمینهای مزروعی خود  نمی باشد، با عضویت وپیوستن به این تعاونیها ، می تواند ازتمامی امکانات مکانیزاسیون کشاورزی استفاده نماید.

درخاتمه ،ضمن عرض خسته نباشید برای همه کشاورزان زحمتکش کشورمان، برای تمامی افرادی که درجهت بهبود وتوسعه اقتصادی کشورمان تلاش می نمایند، آرزوی موفقیت و سرافرازی می نمایم.


نوشته شده توسط محمد رضا عادلی مسبب کودهی در 14 آبان 1386 ساعت 20:28
وضعیت نابسامان صنعت ایران درمواجه با جهانی شدن اقتصاد: | عمومي

 

وضعیت نابسامان صنعت ایران دررویاروئی با فضای رقابتی جهانی چگونه است؟

جهانی شدن اقتصاد، مرزهای گمرگی را فروریخته واقتصاد وصنعت کشورهارا درمقابل فضای شدید رقابتی قرار داده است. اقتصادو صنعت کشورما نیز درسازگاری با فعالیتهای رقابتی می تواند ، قدرت رقابتی خودرا بهبود بخشد ، که ضمن نوسازی صنایع ، ضرورت توجه به مدیریت ، ساختار نیروی انسانی ، فناوری ، بازاریابی ازاولویت بیشتری برخوردار است.

ضرورت تحقق این اهداف ، اتخاذ سیاستهائی است که جریان وجابجائی منابع وعوامل تولید به نحوی انعطاف پذیر درپاسخ به نیازهای رقابتی شدن به آسانی صورت گیرد وشرایطی فراهم شود تا تامین مالی مناسب ، اطمینان بخش شود وتشویق های موثر ازواحدهای کارآمد بعمل آمده وموجبات توسعه ورشد صنایعی که می توانند رقابتی شوند، فراهم وخروج صنایع غیررقابتی وواحدهای نا کارآمد تسهیل شودو فشاررقابتی ، واحدهای صنعتی را وادارکند ، تا سازمان وفعالیتهای خودرا بهره ورسازند.

نوسازی صنایع ونیز ساختار مالی واحدهای صنعتی ، هنگامی ثمربخش خواهد بود ، که این اقدام به موازات اصلاحات مربوط به افزایش توان وعملکرد رقابتی وارتقاء ظرفیت های مدیریتی ، سازماندهی ، تکنولوژیکی وبازاریابی صورت گیردو موفقیت اصلاح ساختار نیز مستلزم آن است که سیاستهای کلان اقتصادی به گونه ای طراحی شوند که محیط مناسب وسازگار با ثباتی برای کسب وکاروتولید فراهم شودودرنهایت اکثرصاحبنظران براین عقیده اندکه نوسازی صنعتی با هدف رقابتی شدن صنایع باید مورد توجه قرار گیرد وقبل از فراهم شدن محیط سازگار با فعالیتهای تولیدی وسازوکارهای تلاش رقابتی ، ازتخصیص منابع مالی بصورت گزینشی خودداری گردد.

بازسازی ونوسازی صنایع کاری است که توسط مدیران وصاحبان صنایع انجام می شود ودولت باید محیطی را فراهم کند تا این مدیران وصاحبان صنایع خود به این امرهمت گمارند.دولت بعنوان نقش آفرین اصلی درمدیریت فضای کسب وکار ، با شناسائی وبرداشتن مشکلات وعوامل اصلی بازدارنده ازسرراه می تواند نقش اصلی را ایفا کند.

اگر دولت ، عناصر تشکیل دهنده فضای فعالیتهای اقتصادی را اصلاح کند وپویایی صنایع را دراین فضا امکان پذیر سازد، اصلی ترین نقش ومسئولیت خودرا دراین باره انجام داده است. بنابراین ضرورت ایجاد ارتباط سازمان یافته ومنسجم بین دوسطح اصلی مدیریت ( مدیریت فضای کسب وکار و مدیریت انجام کسب وکار) درامر نوسازی صنایع دقت درعدم مداخله وجابجائی مسئولیتها ازضروریات اصلی واثربخش به شمار می روند.


نوشته شده توسط محمد رضا عادلی مسبب کودهی در 14 آبان 1386 ساعت 20:27
تسريع رشد اقتصادي در گرو اصلاح‌ نظام هاي مالي و پولی: | عمومي

تسريع رشد اقتصادي در گرو اصلاح‌ نظام هاي مالي و پولی:

تهران - خبرگزاری اقتصادی ایران
اكونيوز:در دهه‌هاي اخير، اصلاح‌ بخش‌هاي مالي و پولي در بيشتر كشورهاي در حال توسعه با هدف كاهش
 
دخالت دولت و افزايش رقابت، مقررات‌زدايي و كاهش بوروكراسي، موجب تسريع رشد اقتصادي و بهبود
 
شاخص‌هاي توسعه اين كشورها شده است. ‌

به گزارش خبرگزاري اقتصادي ايران، نظام مالي و پولي كشورمان به دليل ساختار غالب دولتي آن، همچنان ناكارآمد مانده است. بوروكراسي گسترده، خدمات بانكي ناكارا، قلّت منابع، تسهيلات تكليفي،‌ بدهي‌هاي سنگين دولت به بانك مركزي، مقررات مبهم و پيچيده، فقدان نظام ارزيابي مشتري و سيستم نظارتي دقيق، مطالبات معوق و سررسيد گذشته و ... از جمله مشكلات و چالش‌هاي نظام بانكي ايران است كه هم از رشد و توسعه بانك‌ها و مؤسسات اعتباري كشور جلوگيري كرده و هم مردم و سرمايه‌گذاران را به فكر راه‌هاي ديگر سرمايه‌گذاري و پس‌انداز انداخته است. در ذيل مهمترين چالش‌هاي نظام بانكي كشور بررسي شده است.

 

مشكلات ناشي از جذب منابع بانكي

 

ايران داراي نظام مالي “پايه بانك” است. تسلط بانك بر بازار مالي نيز از سابقه طولاني و حجم بيشتر فعاليت بانكداري نسبت به ساير مؤسسات مالي ناشي شده است. متأسفانه در ايران قوانين و مقررات ناظر بر فعاليت‌هاي بازار مالي شامل بازار پول، و ساختارهاي نهادي اين بازار به خوبي وضع نشده و همين موضوع مشكلات ناشي از جذب منابع در شبكه بانكي كشور را سبب شده است.

 

امروزه در كشورهاي پيشرفته، بانك‌هاي مركزي از طريق نرخ بهره و سياست‌هاي پولي، بازار پول را كنترل مي‌كنند. در ايران پس از اجراي قانون عمليات بانكي بدون ربا، نرخ بهره ظاهراً از سيستم بانكي حذف و نرخ‌هاي سود علي‌الحساب سپرده و تسهيلات، جايگزين آن شد كه البته به معناي حذف نقش مهم نرخ سود نبود.

 

پايين بودن نرخ سپرده‌هاي بانكي در مقايسه با شاخص تورم، از عمده‌ترين ضعف‌هاي موجود در ارتباط با جذب منابع سپرده‌اي در برخي كشورهاي در حال توسعه است، به طوري كه تورم از رشدي فراتر از نرخ سود برخوردار بوده و عملاً سود منفي به سپرده‌ها تعلق مي‌گيرد. يكي از تأثيرات مهم تغيير نرخ‌هاي سود بانكي، تغيير در پرتفوليوي دارايي‌هاي افراد جامعه است، زيرا فرد در تصميم‌گيري براي اشكال نگهداري اين سبد دارايي به دو عامل ريسك و بازده توجه دارد. بر اين اساس، تعيين نرخ سود بانكي در سطحي بالاتر از نرخ بازدهي ساير اشكال دارايي خصوصا قيمت كالا، مي‌تواند باعث جذب بخش عمده دارايي فرد شود.

 

در ايران گرچه نرخ‌هاي سود پرداختي به صورت اسمي بالا هستند، اما به واسطه تورم، نرخ‌هاي سود واقعي كوتاه‌مدت منفي مي‌باشند. به همين دليل، در ايران منابع به سمت نگهداري سكه، طلا و ارز، مسكن و خودرو و ساير كالاهاي بادوام جاري شده و نظام بانكي همواره از كمبود منابع طرنج مي‌برد.

 

دولتي‌ بودن بانك‌ها

 

پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، به موجب لايحهِ قانوني ملي شدن بانك‌ها، دولت اداره بانك‌ها را به عهده گرفت و به موجب اصل 44 قانون اساسي، صنعت بانكداري به بخش‌ دولتي واگذار گرديد. كارشناسان معتقدند بسياري از مشكلات نظام بانكي از جمله از دست رفتن انگيزه، ساختار مالي نامناسب، حجم بالاي مطالبات معوق، تخصيص غيربهينه اعتبارات و عدم تحرك و پويايي، ناشي از دولتي بودن بانك‌ها و اعمال مديريت دولتي بر نظام بانكي است.

 

برخلاف سهام‌داران بخش خصوصي كه انگيزه سودآوري دارند، توجه دولت‌ها به تأمين مالي پروژه‌ها و برنامه‌هاي عمراني است. برهمين اساس، دولت‌ها معمولاً تكاليفي بر بانك‌ها تحميل مي‌كنند و انتظار آنها از نظام بانكي انجام اين تكاليف است، نه سودآوري. ‌

 

به طور كلي، دولتي بودن ساختار بانك‌ها در ايران باعث شده كه آنها به عنوان يك نهاد مالي عظيم يا يك خزانه‌ در اختيار دولت قرار گرفته و كسري بودجه‌ها، مشكلات اقتصادي و بي‌انضباطي‌هاي مالي دولت را از منابع خود تأمين كنند. در دو دههِ اخير، دولت همواره سعي نموده از طريق تخصيص اعتبارات توسط نظام بانكي و بانك مركزي، بنگاه‌هاي ناكاراي دولتي را مورد حمايت قرار دهد.

 

واضح است كه چنين وضعيتي در كنار توزيع اعتبارات بين بخش‌هاي غيردولتي و تعيين سقف‌هاي اعتباري در اين بخش، اعطاي تسهيلات كه مهمترين محل كسب درآمد بانك‌ها محسوب مي‌شود را با مشكلات اساسي مواجه مي‌سازد.

 

به علاوه، دولتي بودن باعث شده تركيب‌ نيروي انساني بانك‌ها كم تخصص و ناكارا باشد، چرا كه تنها حدود 20 درصد كاركنان بانك‌هاي دولتي داراي مدرك كارشناسي و بالاتر هستند. در حالي كه اين نسبت در بانك‌هاي خصوصي حدود 70 درصد است. اين در حالي است كه با توجه به تلاش براي غير ربوي شدن بانك‌ها، كاركنان بايد توان كارشناسي و ارزيابي پروژه‌ها و اعمال نظارت را داشته باشند.

 

دخالت فاكتورهاي سياسي و غيرعلمي در گزينش مديران، بدون در نظر گرفتن معيارهاي شايسته‌سالاري و بيشتر بر مبناي گرايشات سياسي، از ديگر مشكلات نظام بانكي كشور است. دولتي بودن، بانك‌ها را در حد يك كارگزار قرار داده كه به دريافت وجوه مربوط به انواع قبض‌‌ها و پرداخت حقوق كاركنان دولت مي‌پردازند و همين نگاه، باعث اتلاف انرژي بانك در كارهاي كم بازده و كم اهميت مي‌شود.

 

از سوي ديگر، تعيين دستوري و پايين نگه داشتن مصنوعي نرخ سود سپرده‌ها بر اساس خواست دولتمردان، بانك‌ها را در تجهيز منابع با مشكل مواجه ساخته و آنها را مجبور به استقراض از بانك مركزي مي‌نمايد كه نتيجه اين امر، ساختار مالي نامناسب، حجم بالاي مطالبات معوق وتخصيص غيربهينه اعتبارات خواهد بود. همچنين دستوري بودن تعيين نرخ سود دركنار تكليفي بودن تسهيلات اعطايي و تعيين سقف‌هاي اعتباري، نظام بانك‌ها را دچار تبعيض و بي‌عدالتي كرده است. ‌

 

سيستم انحصاري بانكي

 

فقدان انگيزه رقابتي در بين بانك‌ها‌‌ ‌و عدم بكارگيري بانكداري الكترونيك، از ديگر مشكلاتي است كه ريشه آن در دولتي بودن نظام بانكي و نتيجه آن، كاهش كارايي بانك‌ها مي‌باشد. چنين امري تحرك و پويايي بانك‌ها را در معرض مخاطره جدّي قرار داده و انگيزه تلاش، نوآوري و رقابت را به شدت محدود مي‌سازد. لازم به ذكر است، نظام بانكي كشورمان بخش قابل توجهي از بازار پول را تشكيل مي‌دهد.

 

اين بازار از بسياري جهات به الگوهاي غيررقابتي تحليل بازار شبيه است، چرا كه تعداد بنگاه‌‌ها (بانك‌ها) در اين بازار محدود بوده و لذا ساختار بازار به الگوهاي رقابت ناقص نزديك است. در نهايت، به دليل محدود بودن تعداد بانك‌هاي تجاري، هر يك از آنها سهم عمده‌اي در منابع و مصارف سيستم بانكي كشور دارند كه نسبت به ساير كشورها بي‌سابقه است. همچنين در اين ساختار، آزادي ورود وخروج يا تحرك منابع بسيار پايين بوده و محدوديت‌هاي مختلف وضع شده، تحرك منابع را دشوار ساخته است. البته در سال‌هاي اخير از محدوديت مربوط به حضور مؤسسات اعتباري كاسته شده، اما هنوز با شرايط ورود و خروج آسان و بدون هزينه فاصله بسيار دارد.

 

اين ويژگي‌ها سبب شده بازار خدمات بانكي كشور به يك “بازار انحصاري” تبديل گردد. در حقيقت، نظام بانكداري ايران يك سيستم انحصاري بانكي -‌ دولتي با عملكرد شبيه "بانك انحصاري" است كه باعث عدم كارايي و زيان‌دهي سيستم بانكي كشور شده است.

 

ادامه اين روند، نظام بانكي را از مهمترين وظيفه خود كه تجهيز مؤثر و تخصيص بهينه منابع براي تأمين رشد پايدار و بلندمدت، كنترل تورم، تأمين تعادل پولي در اقتصاد و كاهش آسيب‌پذيري نسبت به شوك‌هاي وارده است، باز مي‌دارد. ‌

 

پيچيدگي مقررات

 

دولتي بودن بانك‌ها خود باعث بروز مشكل ديگري تحت عنوان پيچيدگي مقررات شده است. از يك سو، دولت مقررات يكسان و مشابهي را بر بانك‌ها اعمال مي‌‌كند و به دليل محافظه‌كاري و اطمينان از صحت عمل مؤسسات تحت تصدي، اين مقررات شكل پيچيده‌اي به خود مي‌گيرند، به طوري كه در مقام عمل، با انواع و اقسام كنترل‌هاي مركزي همراه مي‌شوند و در نتيجه، نوعي كندي و محافظه‌كاري بر عملكرد مؤسسات دولتي حاكم مي‌شود كه نتيجه آن، كاهش كارايي بانك‌ها است.

 

ساختار مقررات حاكم بر نحوه ارايه تسهيلات نيز زمينه‌ساز دو دسته از مشكلات و معضلات شده است:

 

دسته اول، مشكلاتي كه بيشتر منتج از قوانين حاكم بر كليت نظام بانكي در سطح كلان بوده و عملكرد بانك‌ها را مختل مي‌كنند.

 

دسته دوم، مقررات حاكم بر گردش كار داخلي بانك‌ها و شرايط ارايه اعتبار به متقاضيان و مشتريان وام و تسهيلات است كه در سطح خرد مطرح مي‌گردند. افزون بر اين، بسياري از تبصره‌ها و لايحه‌هاي قانوني، هر ساله در قالب بودجه‌هاي سنواتي به صورت بخشنامه‌هاي متعدد به نظام بانكي تحميل مي‌شود كه به پراكندگي بيشتر اين ساختار منجر مي‌گردد.

 

همچنين قوانين غيرشفاف و مبهم منجر به بروز ناهنجاري‌هايي همچون برداشت ناصحيح و عدم تشخيص قوانين متضاد در عملكرد نظام بانكي شده است. بين سازمان‌هاي وضع‌كننده وسازمان‌هاي اجرايي نيز مرز مشخصي وجود ندارد.

 

همچنين در مسير اعطاي اعتبارات، مشكلاتي شامل تعدّد مدارك، ضوابط مربوط به اخذ وثيقه، تعدّد مراجع دريافت مجوز و همچنين زمان‌بر بودن مراحل تكميل مدارك و ارسال پرونده، طولاني شدن نحوه ارزيابي مدارك و حد نصاب تصويب تسهيلات وجود دارد كه ناشي از وجود بوروكراسي گسترده در فرآيند قانوني اعطاي اعتبار است. ‌

 

رقابت غيرمنصفانه بانك‌هاي دولتي و خصوصي

 

در حال حاضر حداكثر5 درصد فعاليت‌هاي سيستم بانكي توسط بخش خصوصي و 95 درصد توسط بانك‌هاي دولتي صورت مي‌گيرد. اميد است با اجراي سياست‌هاي كلي اصل 44 ابلاغيه مقام معظم رهبري، سهام بانك‌هاي تعيين شده دولتي طي سال‌هاي آتي به بخش خصوصي و اشخاص حقيقي واگذار شود. شايد بهتر باشد بانك‌هاي تجاري با هدف سوددهي در بخش خصوصي قرار گرفته و بانك‌هاي تخصصي و توسعه‌اي با توان دولت و سرمايه‌گذاري آن، به اهداف توسعه‌اي دولت جامه عمل بپوشانند. سالم‌ترين راه واگذاري بانك‌هاي دولتي، كانال بورس بر اساس قانون جديد بازار سرمايه است، چرا كه در اين مسير، بانك‌ها مجبور به شفاف‌سازي صورت‌هاي مالي و عملكرد خود مي‌باشند كه يكي از مشكلات موجود در اين راه، وجود مطالبات معوق بانك‌هاي دولتي است.

 

منعكس شدن طلب‌هاي مالي دولتي در صورت‌‌هاي مالي بانك‌ها مي‌تواند به عنوان يكي از عوامل مهم عدم تمايل بخش خصوصي براي حضور در اين سيستم باشد. براي مقابله با اين معضل، بازسازي عملياتي و اصلاح تركيب نيروي انساني و همچنين كاهش اعطاي تسهيلات اجباري بانك‌ها با پشتوانه دولت مي‌تواند بستر مناسبي براي تشويق بخش خصوصي براي حضور در اين بخش ايجاد كند. به موازات، وجود عوامل تشويقي، كاهش حجم تسهيلات تكليفي و همچنين دقت بيشتر در اعطاي تسهيلات و درخواست وثيقه محكم‌تر مي‌تواند مطالبات معوق بانك‌ها را كاهش دهد. ‌

 

توصيه‌ها

 

كاهش تورم در رساندن آن به سطوح پايين‌تر جهت كاهش نرخ سود بانكي؛ بدين معني كه در يك دوره ميان‌مدت، سياست كنترل تورم و هدف‌گذاري تورمي اتخاذ شده و پس از آماده‌سازي شرايط لازم، به تدريج سمت و سوي سياست‌ها به سمت كاهش نرخ سود بانكي باشد.

 

- تقويت ابزارهاي نظارتي به نحوي كه بانك‌ها در تجهيز عمليات سپرده و وام تحت انضباط و كنترل دربيايند تا منابع و اعتبارات را به صورت بهينه تخصيص دهند.‌

 

- ضعف كارايي و فقدان رقابت در نظام بانكي در تفاوت بين سود تسهيلات و سود پرداختي به سپرده‌ها كه بانك دريافت مي‌كند )Spread( تجلي مي‌يابد. بنابراين پيشنهاد مي‌شود با افزايش كارايي و بهره‌وري نظام بانكي كشور، زمينه كاهش اين ما‌به‌التفاوت فراهم شود.

 

- گسترش تعداد بانك‌هاي خصوصي و افزايش تعداد شعب آنها به منظور جهت‌دهي منابع به سمت بخش‌هاي مولد

 

- اتخاذ سياست‌هاي تشويقي و حمايتي از جمله كاهش نرخ ذخيره قانوني و تضمين طرح‌ها و پروژه‌هاي سرمايه‌گذاري در بخش‌هاي توليدي به منظور حذف موانع غيرقيمتي و مسايل ناشي از اخذ وثيقه

 

- جهت‌دهي منابع مالي به سمت بخش خصوصي و بازپرداخت سريع‌تر بدهي‌هاي دولت به سيستم بانكي‌

 

- بانك مركزي به عنوان مجري و ناظر سياست‌هاي پولي و اعتباري در مقابل انحراف بانك‌ها از اجراي سياست‌هاي مصوب شوراي پول و اعتبار، واكنش به موقع و مؤثري را از خود نشان دهد.

 

- بانك‌ها ملزم به ايجاد تنوع در ارايه اعتبارات در قالب عقود مختلف اسلامي و استفاده هرچه بيشتر از عقود مشاركتي شوند.

 

- به منظور تخصيص كارآيي اعتبارات، سقف‌هاي توزيعي بر روي اعتبارات به صورت دستوري تعيين نشود. ‌

 

- اجراي شايسته‌سالاري و شايسته‌گزيني و ايجاد انگيزه تلاش، نوآوري و رقابت ‌

 

- شفاف‌سازي مقررات و وضع قوانين بر اساس نياز و انجام تحليل هزينه - فايده

 

- راه‌‌اندازي نظام اطلاعاتي منسجم و كارآمد كه بتواند در كوتاهترين زمان و كمترين هزينه، اطلاعات لازم در خصوص اعطاي اعتبارات به مشتريان را در اختيار بانك قرار دهد.

 

چنانچه گفته شد محور اصلي معضلات و مشكلات نظام بانكي كشور، دولتي بودن و مديريت دولتي حاكم بر آن مي‌باشد. آشكار است كه مشكلات ذكر شده در نظام بانكي در تمامي بخش‌ها به طور مستقيم يا غيرمستقيم با دولت در ارتباط مي‌باشد. لذا كاهش سهم و دخالت دولت و واگذاري سهام آن به بخش خصوصي،‌ لازمه استقرار يك نظام پولي بانكي رقابتي كارآمد و مبتني بر اصول مشتري‌مداري و مردم سالاري است.

 

منبع:ماهنامه اقتصاد ايران


نوشته شده توسط محمد رضا عادلی مسبب کودهی در 11 آبان 1386 ساعت 20:36
نوشته هاي پيشين
صفحات: [1]  [2]  [3]  [4]  [5]  [6]  [7]  [8]  9  [10]  [11]  
لينك باكس وبلاگ محمدرضا عادلي مسبب كودهي --> محصولات ورزشی - لاغری شارژر همراه موبایل با یک باتری قلمی Festival.Fws.ir